کمپرسور سردخانه؛ راهنمای تخصصی انتخاب، محاسبه و ارزیابی عملکرد

انتخاب کمپرسور سردخانه به محاسبه دقیق بار برودتی، دمای تبخیر و تقطیر، نوع مبرد و شرایط بهره‌برداری وابسته است. در این مقاله، عملکرد و انواع کمپرسور سردخانه، روش محاسبه ظرفیت، نسبت تراکم و ضریب عملکرد (COP) را بررسی می‌کنیم و نقش سوپرهیت، ساب‌کولینگ و تجهیزات جانبی را در مصرف انرژی توضیح می‌دهیم. هدف، ارائه راهنمایی کاربردی برای انتخاب کمپرسور مناسب، کاهش هزینه برق و افزایش قابلیت اطمینان سیستم تبرید است.
نمایی از چند نوع کمپرسور برودتی مورد استفاده در سیستم‌های سردخانه
مدت زمان مطالعه
6 min
WhatsApp
LinkedIn
Telegram

فهرست مطالب

کمپرسور سردخانه را نمی‌توان صرفاً براساس توان موتور یا ظرفیت اسمیِ درج‌شده در کاتالوگ انتخاب کرد. ظرفیت واقعی آن به دمای تبخیر و تقطیر، نوع مبرد، شرایط گاز مکش، افت فشار لوله‌ها و محدوده عملکرد همان مدل وابسته است. بنابراین دو کمپرسور با توان موتور مشابه ممکن است در یک شرایط کاری، ظرفیت برودتی و مصرف برق کاملاً متفاوتی داشته باشند.

در انتخاب مهندسی، ابتدا بار سردخانه محاسبه می‌شود؛ سپس کمپرسور در شرایط طراحی واقعی با نرم‌افزار یا جدول رسمی سازنده انتخاب و محدوده کاری آن بررسی می‌شود. فرمول‌های این مقاله مبنای تحلیل هستند، اما جایگزین نقشه عملکرد سازنده و محاسبه خواص واقعی مبرد نیستند.

کمپرسور در سیکل تبرید چه می‌کند؟

در سیکل تراکمی، مبرد کم‌فشار از اواپراتور خارج و وارد کمپرسور می‌شود. کمپرسور فشار و آنتالپی آن را افزایش می‌دهد تا مبرد بتواند در کندانسور گرما را به محیط دفع کند. مسیر اصلی سیکل به این شکل است:

اواپراتور ← کمپرسور ← کندانسور ← شیر انبساط ← اواپراتور

کمپرسور به‌تنهایی «سرما تولید» نمی‌کند؛ انرژی الکتریکی مصرف می‌کند تا انتقال گرما از فضای سرد به محیط گرم‌تر ممکن شود. مقدار سرمایش تولیدی، توان مصرفی و دمای دهش همگی تابع نقطه کاری سیستم‌اند.

گام اول: محاسبه بار برودتی سردخانه

کمپرسور باید بار طراحی سردخانه را در شرایط واقعی برآورده کند. بار معمولاً از چند بخش تشکیل می‌شود:

Q˙total=Q˙transmission+Q˙infiltration+Q˙product+Q˙internal\dot Q_{\text{total}} = \dot Q_{\text{transmission}} + \dot Q_{\text{infiltration}} + \dot Q_{\text{product}} + \dot Q_{\text{internal}}Q˙​total​=Q˙​transmission​+Q˙​infiltration​+Q˙​product​+Q˙​internal​

که در آن:

  • انتقال حرارت از جداره‌ها: دیوار، سقف، کف، در و پل‌های حرارتی
  • نفوذ هوا: بازشدن درها، نشتی‌ها و تردد
  • بار محصول: سردکردن یا انجماد محصول ورودی
  • بار داخلی: فن‌ها، روشنایی، افراد، تجهیزات و سامانه‌های جانبی

برای برآورد انتقال حرارت از پوسته سردخانه:

Q˙transmission=UA(Tout−Tin)\dot Q_{\text{transmission}} = U A (T_{\text{out}}-T_{\text{in}})Q˙​transmission​=UA(Tout​−Tin​)

در این رابطه، UUU ضریب انتقال حرارت کلی برحسب W/(m2 K)\mathrm{W/(m^2\,K)}W/(m2K)، AAA سطح برحسب m2\mathrm{m^2}m2 و اختلاف دما برحسب کلوین است.

برای محصولی که فقط به‌صورت محسوس سرد می‌شود:

Q˙product=mpcp(Tin−Ttarget)tpull-down\dot Q_{\text{product}} = \frac{m_p c_p (T_{\text{in}}-T_{\text{target}})}{t_{\text{pull-down}}}Q˙​product​=tpull-down​mp​cp​(Tin​−Ttarget​)​

اگر محصول منجمد شود، بار گرمای نهان انجماد نیز باید اضافه شود:

Qproduct=mp[cp,1(Tin−Tf)+hf+cp,2(Tf−Ttarget)]Q_{\text{product}} = m_p\left[ c_{p,1}(T_{\text{in}}-T_f) + h_f + c_{p,2}(T_f-T_{\text{target}}) \right]Qproduct​=mp​[cp,1​(Tin​−Tf​)+hf​+cp,2​(Tf​−Ttarget​)]

در این فرمول hfh_fhf​ گرمای نهان انجماد و tpull-downt_{\text{pull-down}}tpull-down​ مدت‌زمان مجاز برای رساندن محصول به دمای هدف است. زمان سردکردن محصول اهمیت زیادی دارد: یک بار حرارتی یکسان، اگر باید در زمان کوتاه‌تری دفع شود، به ظرفیت برودتی بالاتری نیاز دارد.

فرمول‌های اصلی عملکرد کمپرسور

ظرفیت برودتی و دبی جرمی مبرد

در مدل ساده سیکل، ظرفیت اواپراتور از اختلاف آنتالپی مبرد به دست می‌آید:

Q˙e=m˙(h1−h4)\dot Q_e = \dot m (h_1-h_4)Q˙​e​=m˙(h1​−h4​)

بنابراین دبی جرمی موردنیاز برابر است با:

m˙=Q˙eh1−h4\dot m = \frac{\dot Q_e}{h_1-h_4}m˙=h1​−h4​Q˙​e​​

که در آن:

  • Q˙e\dot Q_eQ˙​e​: ظرفیت اواپراتور برحسب kW\mathrm{kW}kW
  • m˙\dot mm˙: دبی جرمی مبرد برحسب kg/s\mathrm{kg/s}kg/s
  • h1h_1h1​: آنتالپی مبرد در خروجی اواپراتور
  • h4h_4h4​: آنتالپی مبرد پس از شیر انبساط

در این مدل ساده، اثر گرمایی خط مکش نادیده گرفته شده است. اگر مبرد در مسیر اواپراتور تا کمپرسور گرما جذب کند، باید حالت خروجی اواپراتور از حالت ورودی کمپرسور تفکیک شود.

نسبت تراکم

نسبت تراکم باید با فشار مطلق محاسبه شود، نه فشار گیج:

rp=Pdischarge,absPsuction,absr_p = \frac{P_{\text{discharge,abs}}} {P_{\text{suction,abs}}}rp​=Psuction,abs​Pdischarge,abs​​

فشار مطلق از جمع فشار گیج و فشار جو محلی به دست می‌آید:

Pabs=Pgauge+PatmP_{\text{abs}}=P_{\text{gauge}}+P_{\text{atm}}Pabs​=Pgauge​+Patm​

برای تحلیل کمپرسور، فشار مکش و دهش در محل اتصال کمپرسور اهمیت دارد. افت فشار خط مکش، افت فشار خط دهش و افت فشار اجزا می‌تواند باعث شود فشار واقعی در کمپرسور با فشار اشباع اواپراتور یا کندانسور متفاوت باشد.

افزایش نسبت تراکم معمولاً دمای دهش را بالا می‌برد و در کمپرسورهای پیستونی موجب کاهش بازده حجمی می‌شود. مدل ساده‌سازی‌شده بازده حجمی برای کمپرسور پیستونی چنین است:

ηv≈1−C(rp1/n−1)\eta_v \approx 1-C\left(r_p^{1/n}-1\right)ηv​≈1−C(rp1/n​−1)

CCC نسبت حجم کلیرنس به حجم جابه‌جایی و nnn نمای تراکم است. این رابطه اثر انبساط مجدد بخار باقیمانده در فضای کلیرنس را نشان می‌دهد؛ مدل دقیقی برای همه کمپرسورها نیست و افت فشار سوپاپ‌ها، نشتی، انتقال حرارت و هندسه واقعی در آن لحاظ نشده است.

دبی حجمی جابه‌جایی موردنیاز نیز به‌صورت تقریبی از رابطه زیر به دست می‌آید:

V˙disp≈m˙ v1ηv\dot V_{\text{disp}} \approx \frac{\dot m\,v_1}{\eta_v}V˙disp​≈ηv​m˙v1​​

در آن v1v_1v1​ حجم مخصوص بخار مکش است. این رابطه برای برآورد اولیه مفید است، اما ظرفیت قابل‌اتکای انتخاب باید از داده عملکرد همان مدل کمپرسور استخراج شود.

توان و COP

توان منتقل‌شده به مبرد در فرایند تراکم:

W˙ref=m˙(h2−h1)\dot W_{\text{ref}} = \dot m(h_2-h_1)W˙ref​=m˙(h2​−h1​)

برای محاسبه واقعی‌تر حالت دهش، ابتدا آنتالپی تراکم ایزنتروپیک h2sh_{2s}h2s​ از خواص مبرد به دست می‌آید. سپس با بازده ایزنتروپیک کمپرسور:

ηis=h2s−h1h2−h1\eta_{is} = \frac{h_{2s}-h_1}{h_2-h_1}ηis​=h2​−h1​h2s​−h1​​

پس:

h2=h1+h2s−h1ηish_2 = h_1+\frac{h_{2s}-h_1}{\eta_{is}}h2​=h1​+ηis​h2s​−h1​​

ضریب عملکرد سرمایشی بر مبنای کار منتقل‌شده به مبرد:

COPR=Q˙eW˙refCOP_R = \frac{\dot Q_e}{\dot W_{\text{ref}}}COPR​=W˙ref​Q˙​e​​

اگر هدف ارزیابی مصرف برق باشد، باید به‌جای کار ترمودینامیکی، توان الکتریکی اندازه‌گیری‌شده را در مخرج قرار داد. توان موتور، تلفات الکتریکی، فن‌ها، پمپ‌ها و تجهیزات کمکی بر COP کل سامانه اثر می‌گذارند.

مثال محاسبه نسبت تراکم

فرض کنید در محل کمپرسور، فشار مکش ۱٫۵۰ بار گیج و فشار دهش ۱۴٫۰۰ بار گیج اندازه‌گیری شده است. با فرض فشار جو 1.013 bar1.013\ \mathrm{bar}1.013 bar:

Ps=1.50+1.013=2.513 bar(a)P_s = 1.50+1.013 = 2.513\ \mathrm{bar(a)}Ps​=1.50+1.013=2.513 bar(a)

Pd=14.00+1.013=15.013 bar(a)P_d = 14.00+1.013 = 15.013\ \mathrm{bar(a)}Pd​=14.00+1.013=15.013 bar(a)

rp=15.0132.513≈5.97r_p = \frac{15.013}{2.513} \approx 5.97rp​=2.51315.013​≈5.97

این مثال فقط روش محاسبه را نشان می‌دهد؛ چون نوع مبرد مشخص نشده، از این فشارها نمی‌توان دمای اشباع یا ظرفیت کمپرسور را تعیین کرد. تبدیل فشار به دمای اشباع به مبرد و داده فشار ـ دمای همان مبرد وابسته است.

راهنمای تخصصی کمپرسور بیتزر

برای بررسی مشخصات فنی، انواع مدل‌ها و انتخاب کمپرسور مناسب سیستم تبرید، راهنمای کمپرسور بیتزر را مطالعه کنید.

مطالعه راهنمای کمپرسور بیتزر ←

انتخاب فشار میانی در تراکم دومرحله‌ای

در یک مدل ایده‌آل با نسبت تراکم مساوی در دو مرحله، تخمین اولیه فشار میانی چنین است:

Pint≈PsPdP_{\text{int}} \approx \sqrt{P_s P_d}Pint​≈Ps​Pd​​

فشارها باید مطلق باشند. برای مثال بالا:

Pint≈2.513×15.013≈6.14 bar(a)P_{\text{int}} \approx \sqrt{2.513 \times 15.013} \approx 6.14\ \mathrm{bar(a)}Pint​≈2.513×15.013​≈6.14 bar(a)

نسبت تراکم ایده‌آل هر مرحله تقریباً برابر می‌شود با:

rp,1≈rp,2≈5.97≈2.44r_{p,1} \approx r_{p,2} \approx \sqrt{5.97} \approx 2.44rp,1​≈rp,2​≈5.97​≈2.44

این رابطه نقطه شروع تحلیل است، نه مقدار نهایی طراحی. فشار میانی بهینه در سامانه واقعی به نوع کمپرسور، مبرد، خنک‌کاری بین‌مرحله‌ای، طراحی اکونومایزر و شرایط بار بستگی دارد. در کمپرسور دومرحله‌ای یا اکونومایزر، از نرم‌افزار و داده عملکرد سازنده استفاده کنید.

سوپرهیت، ساب‌کولینگ و لغزش دمایی مبرد

سوپرهیت اختلاف دمای بخار با دمای اشباع متناظر با فشار همان نقطه است:

ΔTsh=Tsuction−Tsat,vapor(Ps)\Delta T_{sh} = T_{\text{suction}}-T_{\text{sat,vapor}}(P_s)ΔTsh​=Tsuction​−Tsat,vapor​(Ps​)

سوپرهیت خروجی اواپراتور با سوپرهیت ورودی کمپرسور یکی نیست؛ افت فشار و جذب گرما در خط مکش می‌تواند آن‌ها را تغییر دهد. اندازه‌گیری دقیق نیازمند سنجش هم‌زمان دما و فشار در نقطه موردنظر است.

ساب‌کولینگ اختلاف دمای مایع با دمای اشباع متناظر با فشار همان نقطه است:

ΔTsc=Tsat,liquid(Pd)−Tliquid\Delta T_{sc} = T_{\text{sat,liquid}}(P_d)-T_{\text{liquid}}ΔTsc​=Tsat,liquid​(Pd​)−Tliquid​

ساب‌کولینگ کافی احتمال تشکیل گاز فلش پیش از شیر انبساط را کاهش می‌دهد و می‌تواند اثر برودتی ویژه را افزایش دهد. اما مقدار مناسب آن تابع طراحی کندانسور، مبرد، شیر انبساط، اکونومایزر و دستورالعمل سازنده است؛ یک عدد ثابت برای همه سامانه‌ها وجود ندارد.

در مبردهای مخلوطِ دارای لغزش دمایی، دمای شبنم برای تحلیل سوپرهیت و دمای حباب برای تحلیل ساب‌کولینگ به‌کار می‌رود. استفاده از مرجع اشباع نادرست می‌تواند محاسبات را منحرف کند.

نمودار: اثر دما بر حد نظری COP

نمودار زیر COP چرخه کارنو را در دماهای تبخیر و تقطیر مختلف نشان می‌دهد:

نمودار ضریب عملکرد نظری کارنو برای کمپرسور سردخانه؛ افزایش COP با افزایش دمای تبخیر و کاهش دمای تقطیر

برای دمای تبخیر −30∘C-30^\circ C−30∘C، حد نظری COP با افزایش دمای تقطیر از 35∘C35^\circ C35∘C به 55∘C55^\circ C55∘C، از حدود ۳٫۷۴ به ۲٫۸۶ کاهش می‌یابد. این نمودار عملکرد واقعی کمپرسور نیست؛ حد برگشت‌پذیر نظری است و تلفات تراکم، اختلاف دمای مبدل‌ها، افت فشار، توان فن و پمپ و چرخه‌های دیفراست را در نظر نمی‌گیرد.

رابطه حد کارنو:

COPCarnot=TeTc−TeCOP_{\text{Carnot}}= \frac{T_e}{T_c-T_e}COPCarnot​=Tc​−Te​Te​​

دمای تبخیر TeT_eTe​ و دمای تقطیر TcT_cTc​ در این فرمول باید برحسب کلوین و بر مبنای دماهای اشباع مبرد باشند، نه دمای هوای اتاق یا محیط.

دسته‌بندی و نکات تخصصی انتخاب کمپرسورها در سیستم‌های تبرید
نوع کمپرسور یا آرایش کاربرد رایج نکات مهندسی
پیستونی هرمتیک سامانه‌های کوچک و متوسط دسترسی تعمیراتی محدودتر؛ انتخاب براساس نقشه عملکرد و محدوده مجاز
پیستونی سمی‌هرمتیک سردخانه‌های تجاری و صنعتی متوسط تعمیرپذیری بالاتر؛ کنترل روغن، سوپاپ‌ها و تعداد استارت‌ها مهم است
اسکرال کم‌دما با تزریق بخار سامانه‌های مشخصِ دمای پایین مدار تزریق و کنترل آن باید مطابق دستورالعمل همان مدل باشد
اسکرو بارهای بزرگ یا کارکرد پیوسته سیستم روغن و عملکرد بار جزئی باید دقیق ارزیابی شود
دومرحله‌ای یا بوستر نسبت تراکم بالا و کاربردهای دمای پایین پیچیدگی و هزینه بیشتر؛ طراحی فشار میانی و خنک‌کاری بین‌مرحله‌ای اهمیت دارد
رک چندکمپرسوره بار متغیر یا چند اواپراتور تطبیق ظرفیت با بار، کنترل مرحله‌ای و مدیریت روغن تعیین‌کننده‌اند

در برخی کمپرسورهای اسکرال، تزریق بخار اکونومایزر بخار با فشار میانی را به کمپرسور تزریق می‌کند و با ساب‌کول‌کردن مایع، عملکرد را در شرایط تعریف‌شده بهبود می‌دهد. میزان افزایش ظرفیت یا کاهش دمای دهش وابسته به مدل و نقطه کاری است؛ نباید آن را به‌صورت درصد ثابت به همه دستگاه‌ها تعمیم داد.

جدول پارامترهای کلیدی طراحی

پارامترهای کلیدی در تحلیل و ارزیابی عملکرد سیستم‌های تبرید
پارامتر چرا اهمیت دارد؟ مبنای بررسی
دمای تبخیر بر فشار مکش، چگالی گاز و ظرفیت اثر می‌گذارد دمای اشباع مبرد در شرایط طراحی
دمای تقطیر بر فشار دهش، توان و دمای دهش اثر می‌گذارد شرایط واقعی دفع حرارت و دمای محیط
نوع مبرد فشار ـ دما، آنتالپی، سازگاری مواد و روغن را تعیین می‌کند داده خواص معتبر و تأیید سازنده
سوپرهیت مکش بر حالت ورودی، دبی جرمی و دمای دهش اثر دارد اندازه‌گیری دما و فشار در نقطه مشخص
ساب‌کولینگ مایع بر جلوگیری از گاز فلش و اثر برودتی ویژه اثر دارد دما و فشار خط مایع
افت فشار مکش فشار ورودی واقعی و نسبت تراکم کمپرسور را تغییر می‌دهد محاسبه خط و اندازه‌گیری میدانی
محدوده عملکرد محدودیت دما، فشار و جریان مجاز مدل را مشخص می‌کند نقشه رسمی همان مدل
بار جزئی و کنترل ظرفیت بر پایداری دما، مصرف انرژی و عمر تجهیز اثر می‌گذارد پروفایل بار و راهبرد کنترل

چک‌لیست انتخاب مهندسی

  1. بار سردخانه را با درنظرگرفتن زمان سردکردن محصول، نفوذ هوا، بار داخلی و شرایط اوج محاسبه کنید.
  2. دمای طراحی اواپراتور را از دمای هوای سردخانه و اختلاف دمای لازم در کویل تعیین کنید؛ دمای اتاق و دمای تبخیر یکسان نیستند.
  3. دمای تقطیر را براساس شرایط واقعی هوا یا آب خنک‌کن، کندانسور و حداکثر دمای محیط انتخاب کنید.
  4. ظرفیت کمپرسور را برای مبرد مشخص و نقطه کاری مشخص از ابزار انتخاب سازنده استخراج کنید.
  5. نقشه محدوده عملکرد، دمای دهش، جریان موتور، فشارهای مجاز، تعداد استارت، کنترل ظرفیت و شرایط برگشت روغن را بررسی کنید.
  6. افت فشار خط مکش را جدی بگیرید. افت فشار، فشار ورودی واقعی کمپرسور را کاهش می‌دهد و می‌تواند ظرفیت و بازده را تضعیف کند.
  7. برای حفاظت تجهیز، احتمال برگشت مایع، مدیریت روغن، جداکننده روغن، آکومولاتور مکش و راهبرد دیفراست را متناسب با طراحی بررسی کنید.

جمع‌بندی: انتخاب کمپرسور سردخانه، تطبیق ظرفیت واقعی با بار و نقطه کاری است، نه تطبیق چند اسب‌بخار اسمی با حجم اتاق. محاسبه بار، استفاده از فشار مطلق، ارزیابی نسبت تراکم و بررسی نقشه رسمی سازنده، پایه‌های اصلی انتخاب قابل‌اتکا هستند.

سوالات متداول درباره کمپرسور سردخانه

در این بخش به مهم‌ترین پرسش‌ها درباره عملکرد، انتخاب، محاسبه ظرفیت و ارزیابی کمپرسور سردخانه پاسخ داده‌ایم.

کمپرسور سردخانه چه وظیفه‌ای دارد؟

کمپرسور، مبرد کم‌فشار خروجی از اواپراتور را دریافت می‌کند و با افزایش فشار و آنتالپی آن، شرایط لازم برای دفع گرما در کندانسور را فراهم می‌سازد. کمپرسور به‌تنهایی سرما تولید نمی‌کند، بلکه با مصرف انرژی الکتریکی، انتقال گرما از فضای سرد به محیط گرم‌تر را ممکن می‌کند.

آیا برای انتخاب کمپرسور سردخانه فقط باید به توان موتور توجه کرد؟

خیر. توان موتور به‌تنهایی معیار مناسبی برای انتخاب کمپرسور نیست. ظرفیت واقعی کمپرسور به نوع مبرد، دمای تبخیر، دمای تقطیر، شرایط گاز مکش، افت فشار لوله‌ها، سوپرهیت، ساب‌کولینگ و محدوده عملکرد همان مدل بستگی دارد. انتخاب نهایی باید با استفاده از نقشه عملکرد یا نرم‌افزار رسمی سازنده انجام شود.

بار برودتی سردخانه شامل چه بخش‌هایی است؟

بار برودتی معمولاً از چهار بخش اصلی تشکیل می‌شود:

  • انتقال حرارت از دیوارها، سقف، کف و درها؛
  • نفوذ هوای گرم هنگام بازشدن در یا وجود نشتی؛
  • بار محصول برای سردکردن یا منجمدکردن محصولات ورودی؛
  • بار داخلی ناشی از فن‌ها، روشنایی، افراد و تجهیزات.
Q̇total = Q̇transmission + Q̇infiltration + Q̇product + Q̇internal
چرا زمان سردکردن محصول در انتخاب کمپرسور اهمیت دارد؟

هرچه محصول باید در مدت کوتاه‌تری به دمای هدف برسد، ظرفیت برودتی بیشتری لازم است. حتی اگر مقدار محصول و اختلاف دمای آن ثابت باشد، کاهش زمان سردکردن باعث افزایش توان برودتی موردنیاز کمپرسور می‌شود.

دبی جرمی مبرد چگونه محاسبه می‌شود؟

در یک مدل ساده، دبی جرمی مبرد از تقسیم ظرفیت اواپراتور بر اثر برودتی ویژه مبرد به دست می‌آید:

ṁ = Q̇e ÷ (h1 − h4)

در این رابطه، Q̇e ظرفیت اواپراتور، h1 آنتالپی مبرد در خروجی اواپراتور و h4 آنتالپی مبرد پس از شیر انبساط است. برای محاسبه دقیق، شرایط واقعی خط مکش و خواص مبرد نیز باید در نظر گرفته شود.

نسبت تراکم کمپرسور سردخانه چگونه محاسبه می‌شود؟

نسبت تراکم از تقسیم فشار مطلق دهش بر فشار مطلق مکش به دست می‌آید:

rp = Pdischarge,abs ÷ Psuction,abs

فشارها باید مطلق باشند، نه گیج. افزایش نسبت تراکم معمولاً باعث افزایش توان مصرفی و دمای دهش و کاهش بازده کمپرسور می‌شود.

چرا نباید فشار گیج را مستقیماً برای محاسبه نسبت تراکم استفاده کرد؟

فشار گیج نسبت به فشار اتمسفر اندازه‌گیری می‌شود، اما روابط ترمودینامیکی مانند نسبت تراکم بر مبنای فشار مطلق تعریف می‌شوند. فشار مطلق از رابطه زیر به دست می‌آید:

Pabs = Pgauge + Patm

استفاده مستقیم از فشار گیج می‌تواند مقدار نسبت تراکم و تحلیل عملکرد کمپرسور را به‌طور قابل‌توجهی اشتباه کند.

توان منتقل‌شده به مبرد و COP کمپرسور چگونه محاسبه می‌شود؟

توان منتقل‌شده به مبرد در فرایند تراکم از رابطه زیر محاسبه می‌شود:

Ẇref = ṁ(h2 − h1)

ضریب عملکرد سرمایشی نیز برابر است با:

COPR = Q̇e ÷ Ẇref

برای ارزیابی مصرف واقعی برق، باید توان الکتریکی اندازه‌گیری‌شده را در نظر گرفت؛ زیرا تلفات موتور، فن‌ها، پمپ‌ها و سایر تجهیزات کمکی بر COP واقعی سامانه اثر می‌گذارند.

سوپرهیت چیست و چرا اهمیت دارد؟

سوپرهیت اختلاف دمای بخار مبرد با دمای اشباع متناظر با فشار آن است:

ΔTsh = Tsuction − Tsat,vapor(Ps)

سوپرهیت مناسب از ورود مایع به کمپرسور جلوگیری می‌کند. سوپرهیت خروجی اواپراتور با سوپرهیت ورودی کمپرسور الزاماً برابر نیست؛ زیرا افت فشار و جذب گرما در خط مکش می‌تواند مقدار آن را تغییر دهد.

ساب‌کولینگ چیست و چه تأثیری بر عملکرد سیستم دارد؟

ساب‌کولینگ اختلاف دمای مایع مبرد با دمای اشباع متناظر با فشار آن است:

ΔTsc = Tsat,liquid(Pd) − Tliquid

ساب‌کولینگ مناسب احتمال تشکیل گاز فلش در مسیر مایع و پیش از شیر انبساط را کاهش می‌دهد و می‌تواند اثر برودتی ویژه را افزایش دهد. مقدار مناسب آن به مبرد، طراحی کندانسور، شیر انبساط، اکونومایزر و دستورالعمل سازنده بستگی دارد.

تفاوت دمای تبخیر با دمای هوای داخل سردخانه چیست؟

دمای تبخیر، دمای اشباع مبرد در اواپراتور است و معمولاً با دمای هوای داخل سردخانه یکسان نیست. اختلاف دمای میان هوای سردخانه و سطح اواپراتور برای انتقال حرارت ضروری است. بنابراین دمای طراحی اواپراتور باید براساس دمای فضای سردخانه، نوع محصول، رطوبت، کویل و اختلاف دمای موردنیاز تعیین شود.

فشار میانی در کمپرسور دومرحله‌ای چگونه تخمین زده می‌شود؟

در یک مدل ایده‌آل با نسبت تراکم مساوی در دو مرحله، فشار میانی به‌صورت تقریبی از رابطه زیر به دست می‌آید:

Pint ≈ √(Ps × Pd)

فشارهای مورد استفاده باید مطلق باشند. برای نمونه، اگر فشار مکش ۲٫۵۱۳ بار مطلق و فشار دهش ۱۵٫۰۱۳ بار مطلق باشد، فشار میانی تقریبی برابر با ۶٫۱۴ بار مطلق خواهد بود. مقدار نهایی به مبرد، نوع کمپرسور، خنک‌کاری بین‌مرحله‌ای، اکونومایزر و شرایط بار بستگی دارد.

چه زمانی استفاده از کمپرسور دومرحله‌ای یا بوستر مناسب است؟

کمپرسور دومرحله‌ای یا آرایش بوستر معمولاً برای کاربردهای دمای پایین و شرایطی استفاده می‌شود که نسبت تراکم کمپرسور تک‌مرحله‌ای زیاد است. این آرایش می‌تواند نسبت تراکم هر مرحله و دمای دهش را کاهش دهد، اما به طراحی دقیق‌تر، کنترل فشار میانی، مدیریت روغن و خنک‌کاری بین‌مرحله‌ای نیاز دارد.

آیا COP کارنو همان COP واقعی کمپرسور سردخانه است؟

خیر. COP کارنو یک حد نظری و برگشت‌پذیر برای عملکرد چرخه تبرید است:

COPCarnot = Te ÷ (Tc − Te)

دماها باید برحسب کلوین و بر مبنای دماهای اشباع مبرد باشند. COP واقعی به دلیل تلفات تراکم، افت فشار، اختلاف دمای مبدل‌ها، تلفات موتور، توان فن و پمپ و چرخه‌های دیفراست کمتر از مقدار کارنو است.

چه عواملی مصرف برق کمپرسور سردخانه را افزایش می‌دهند؟
  • افزایش دمای تقطیر؛
  • کاهش بیش از حد دمای تبخیر؛
  • افزایش نسبت تراکم؛
  • کثیف‌بودن کندانسور؛
  • افت فشار زیاد در خطوط؛
  • سوپرهیت یا ساب‌کولینگ نامناسب؛
  • شارژ نادرست مبرد؛
  • برگشت مایع به کمپرسور؛
  • انتخاب نادرست ظرفیت کمپرسور؛
  • عملکرد نامناسب فن‌ها، پمپ‌ها و تجهیزات کمکی.
کدام نوع کمپرسور برای سردخانه مناسب‌تر است؟

نوع مناسب کمپرسور به ظرفیت، دمای کاری، نوع مبرد، الگوی بار و شرایط بهره‌برداری بستگی دارد:

  • کمپرسور پیستونی هرمتیک برای سامانه‌های کوچک و متوسط؛
  • کمپرسور پیستونی سمی‌هرمتیک برای کاربردهای تجاری و صنعتی؛
  • کمپرسور اسکرال برای کاربردهای مشخص، ازجمله برخی سامانه‌های کم‌دما؛
  • کمپرسور اسکرو برای ظرفیت‌های بالا و کارکرد پیوسته؛
  • کمپرسور دومرحله‌ای یا بوستر برای دماهای بسیار پایین؛
  • رک چندکمپرسوره برای بارهای متغیر یا چند اواپراتور.

انتخاب نهایی باید براساس نقشه عملکرد رسمی سازنده انجام شود.

آیا نوع مبرد در انتخاب کمپرسور اهمیت دارد؟

بله. نوع مبرد بر فشار ـ دما، آنتالپی، دبی جرمی، دمای دهش، سازگاری روغن و مواد و محدوده عملکرد کمپرسور اثر می‌گذارد. به همین دلیل نمی‌توان ظرفیت یک کمپرسور را بدون مشخص‌کردن مبرد به‌درستی ارزیابی کرد.

مهم‌ترین نکات پیش از انتخاب کمپرسور سردخانه چیست؟
  1. محاسبه کامل بار برودتی؛
  2. تعیین دمای تبخیر و تقطیر طراحی؛
  3. مشخص‌کردن نوع مبرد؛
  4. بررسی سوپرهیت و ساب‌کولینگ؛
  5. محاسبه افت فشار خطوط؛
  6. بررسی نقشه محدوده عملکرد کمپرسور؛
  7. کنترل دمای دهش و جریان موتور؛
  8. بررسی مدیریت روغن و احتمال برگشت مایع؛
  9. توجه به بار جزئی و تعداد استارت‌ها؛
  10. انتخاب نهایی با نرم‌افزار یا جدول رسمی سازنده.
جمع‌بندی: انتخاب کمپرسور سردخانه باید براساس بار واقعی، نقطه کاری، نوع مبرد و محدوده عملکرد انجام شود؛ نه صرفاً براساس حجم سردخانه یا توان اسمی موتور.

دیدگاهتان را بنویسید